تبليغاتX
پایگاه احیاء مقام حضرت ابوطالب


به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا):

              اين فيلمنامه با محوريت زندگي حضرت ابوطالب علیه السلام نوشته شده و در آن به رشادت‌ها، فداكاري‌ها و خردمندي اين مرد بزرگ اشاره شده است.مولف اين فيلمنامه قصد دارد این فيلم را به شكل بين‌ المللي و به زبان انگليسي بسازد. وي اكنون در پي تدارك ساخت اين فيلم است. فيلمنامه «ابوطالب(ع)» نوشته احمد گرشاسبي در شمارگان 2200 نسخه با قيمت 3600 تومان از سوي انتشارات كتاب نيستان روانه بازار كتاب شده است.

احمد رضا گرشاسبي متولد سال 1336 دزفول ، فارغ التحصيل كارگرداني سينما از دانشگاه هنر است. وي فعاليت سينمايي خود را در سال 1365 با كارگرداني فيلم كوتاه آغاز كرد.

در همین رابطه خبرگزاری حیات با این فعال سینمایی مصاحبه ای در این مورد انجام داده که بد نیست آن را نیز بخوانید:

احمد رضا گرشاسبی گفت: معاونت سینمایی از تولید این فیلم حمایت کرده و مبلغ 5 میلیارد تومان نیز تخصیص داده ، اما بنیاد سینمایی فارابی حتی یک ریال برای ساخت این فیلم نمی پردازد.

احمد رضا گرشاسبی؛ کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار فرهنگی حیات گفت: ازسینمایی که داعیه اسلامی بودن را دارد بعید است که ساخت پروژه ای درباره زندگی "ابوطالب" پدر امام اول شیعیان را به مدت چهار سال معطل نگه دارد.

وی افزود: در دوره وزارت  صفار هرندی 4 میلیارد تومان برای ساخت پروژه سینمایی "ابوطالب" اختصاص داده شد اما متاسفانه با جو سازی عده ای ، این بودجه در جای دیگری هزینه شد. در حال حاضر نیز جواد شمقدری ، معاونت سینمایی وزارت فرهنگ  ارشاد اسلامی، از تولید این فیلم حمایت کرده و بودجه ای بالغ بر 5 میلیارد تومان برای ساخت آن اختصاص داده است ولی در مقابل احمد میرعلایی، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی بدون هیچ توجیه و دلیل منطقی حاضر به پرداخت حتی یک ریال نیست.

گرشاسبی خاطرنشان کرد: مدیرعامل فارابی حتی حاضر نشد 100 میلیون تومان قرض بدهد تا بتوانم به دنبال جذب سرمایه گذار خارجی بروم.

وی با اشاره به معطل ماندن طولانی مدت این پروژه اظهار کرد: محسن علی اکبری که تهیه کنندگی "ابوطالب" را به عهده داشت و مجوز ساخت نیز به نام وی صادر شده بود به علت  بی نتیجه ماندن تلاش ها، انصراف داده و خود را کنار کشید و در حال حاضر حسن علیمردانی جایگزین وی شده است. 

کارگردان "بانی چاو" بیان کرد: بیش از یک سال به تنهایی، تحقیق و نگارش فیلم نامه "ابوطالب" را بدون هیچ انحراف و ایرادی به اتمام رساندم اما با کمال تاسف بنیاد سینمایی فارابی بدون هیچ دلیل و توجیه منطقی، فقط مانع تراشی کرد . ای کاش مدیران فارابی با صراحت  اعلام کنند که مشکل این فیلم چیست؟!

گرشاسبی افزود: جای تاسف است که در سینمای کشور شاهد بی عدالتی هایی از این دست باشیم که یک عده نورچشمی از همه جهت مورد حمایت قرار گیرند اما عده ای دیگر که بنا به دلایلی طرد می شوند.

وی درپایان گفت: بنده در دانش و تکنیک سینما از خیلی نور چشمی ها تواناترهستم و  در نظر دارم عده ای از بهترین و زبده ترین های سینمای روز دنیا را در اختیار بگیرم. برای مثال فیلم بردارفیلم "گلادیاتور"، آهنگ ساز "شهر فرشتگان" نمونه ای از هنرمندان مط رحی هستند که با کمک  آنها فیلمی در خور شان حضرت ابوطالب و کشورم خواهم ساخت .



+ نوشته شده در 89/05/31ساعت توسط امیر |

سلام سید والا مقام ابوطالب!

سلام حامی پیک و پیام ابوطالب!

نبود اگر کرم کامل تو گم می شد

یتیم آمنه در ازدحام، ابوطالب!

حسین خون تو دارد به رگ که می جوشد 

علی گرفته به نام تو نام ابوطالب!


+ نوشته شده در 89/04/28ساعت توسط امیر |

كتب أبان بن محمود الى علي بن موسى الرضا (ع): جعلت فداك اني قد شككت في اسلام ابي طالب. فكتب اليه: «وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً» النساء: 115.ابان بن محمود در نامه اى به على بن موسى الرضا نوشت: فداى شما گردم من در اسلام ابوطالب شك كردم. پس حضرت در جواب او نوشت: ( كسى كه بعد از آشكار شدن حق، با پيامبر مخالفت كند، و از راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد، ما او را به همان راه كه مى‏رود مى‏بريم و به دوزخ داخل مى‏كنيم و جايگاه بدى دارد ).وبعدها «إنّك إن لم تقرّ بايمان أبي طالب كان مصيرك الى النار». و بعد از آن نوشت اگر تو به ايمان ابوطالب اعتراف نداشته باشى عاقبت تو جهنم خواهد بود. 

منابع: 

1-شرح ابن ابي شرح نهج البلاغة: 14/68، كتاب 9،

2-کنزالفوائد للكراجكى: 80،

3-الدرجات الرفيعة للسيّد عليخان المدني، ص 50،

4-ا لحجّة على الذاهب إلى تكفير أبى طالب لفخّار بن معد، المتوفى 630: ص 77.

+ نوشته شده در 89/04/17ساعت توسط امیر |

عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيّاً (عليه السلام) يَقُول‏: وَاللَّهِ مَا عَبَدَ أَبِي وَلَا جَدِّي عَبْدُ الْمُطَّلِبِ وَلَا هَاشِمٌ وَلَا عَبْدُ مَنَافٍ صَنَماً قَطُّ قِيلَ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ قَالَ كَانُوا يُصَلُّونَ إِلَى الْبَيْتِ عَلَى دِينِ إِبْرَاهِيمَ مُتَمَسِّكِينَ بِهِ.اصبغ بن نباته مى‏گويد: از على عليه السّلام شنيدم كه فرمود: به خدا سوگند! نه پدرم و نه جدّم عبد المطلب و نه هاشم و نه عبد مناف هيچ بتى را نپرستيدند.
پرسيدند: پس چه مى‏پرستيدند؟
فرمود: به سوى كعبه نماز مى‏گزاردند و بر دين ابراهيم بودند و به آن چنگ زده بودند.
منابع:1-الصدوق، أبو جعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي381هـ)، كمال الدين وتمام النعمة، ص 174، تحقيق: علي اكبر غفاري، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، 1405هـ؛
2-الراوندي، قطب الدين (متوفاي573هـ)، الخرائج والجرائح، ج 3، ص 1075، تحقيق ونشر مؤسسة الإمام المهدي عليه السلام ـ قم،‌ الطبعة‌الأولي، 1409هـ؛
3-المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 15 ص 144، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.
+ نوشته شده در 89/04/17ساعت توسط امیر |

ابوالقاسم راغب اصفهانى(سنی) مي‌نويسد:وقال سفيان بن عيينة من أبغض أبا طالب فهو كافر فقيل لمه قال لأن النبي كان يحبه ولذلك قال الله تعالى «إنك لا تهدي من أحببت» ومن أبغض من يحبه رسول الله فهو كافر .
سفيان بن عيينه گفت: هركس ابوطالب را دشمن بدارد، كافر است. از او سؤال كردند دليل اين مطلب چيست؟ در جواب گفت: زيرا رسول خدا او را دوست دارد و به همين خاطر خداوند فرموده است: « تو نمى‏توانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى‏» و كسى كه دشمن بدارد فردى را كه رسول خدا او را دوست دارد، كافر است.الراغب الأصفهاني، ابوالقاسم الحسين بن محمد بن المفضل(متوفاي502هـ)، محاضرات الأدباء ومحاورات الشعرء والبلغاء، ج 2 ص 498 ، تحقيق: عمر الطباع، ناشر: دار القلم - بيروت - 1420هـ- 1999م.

البته بد نیست برای پی بردن به اهمیت این کلام ببینیم مخالفین شیعه در مورد راغب اصفهانی چه نظری دارند؟شمس الدين ذهبى در ترجمه او مى‌نويسد:الراغب . العلامة الماهر المحقق الباهر أبو القاسم الحسين بن محمد ابن المفضل الأصبهاني الملقب بالراغب صاحب التصانيف . كان من أذكياء المتكلمين(راغب اصفهاني ؛ دانشمندى ماهر، محقق ورزيده، صاحب چندين كتاب و از متكلمين پرهيزگار بود.)
الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 18 ، ص 120 ، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.
و صفدى در باره او مى‌گويد:الراغب . الحسين بن محمد أبو القاسم الراغب الأصبهاني أحد أعلام العلم ومشاهير الفضل متحقق بغير فن من العلم وله تصانيف تدل على تحقيقه وسعة دائرته في العلوم وتمكنه منها .(راغب اصفهاني، يكي از شرشناسان دانش و فضيلت بود كه در چندين علم تحقيق كرده بود، كتاب‌هاي دارد كه از تحقيق او در علوم ، گستردگي آن و توانائي او در آن علوم حكايت دارد.)
الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاي764هـ)، الوافي بالوفيات، ج 13 ، ص 29 ، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420هـ- 2000م.
و جلال الدين سيوطى در تعريف و تمجيد از راغب و در رد متعزلى بودن او، مى‌نويسد:ذكر الإمام فخر الدين الرازي في تأسيس التقديس في الأصول أن أبا القاسم الراغب من أئمة السنة ' ، وقرنه بالغزالي ، قال : وهي فائدة حسنة ، فإن كثيرا من الناس يظنون أنه معتزلي .(فخرالدين رازي در كتاب تأسيس التقديس گفته است كه راغب اصفهاني يكي از ائمه اهل سنت بوده و او را با غزالي همتراز دانسته است. اين سخن فخررازي فايده نيكي دارد؛ چرا كه بسيارى از مردم خيال مى‌كنند كه او معتزلي بوده است.)السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ) ، بغية الوعاة في طبقات اللغويين والنحاة ، ج 2 ، ص 297، تحقيق : محمد أبو الفضل إبراهيم ، ناشر : المكتبة العصرية - لبنان / صيدا .

+ نوشته شده در 89/04/17ساعت توسط امیر |

محمد بن سعد و دیگر بزرگان اهل سنت در باره محبت رسول خدا صلى الله علیه وآله به جناب ابوطالب علیه السلام مى‌نویسند:

عن أبی إِسْحَاقَ أَنّ رَسُولَ اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم قال لِعُقَیْلِ بن أبی طَالِبٍ: یا أَبَا یَزِیدَ انی احبک حُبَّیْنِ لِقَرَابَتِکَ مِنِّی وَحُبٌّ لِمَا کنت أَعْلَمُ من حُبِّ عَمِّی إِیَّاکَ.


من تو را از دو جهت دوست دارم، دوستى به خاطر خویشاوندى که با من داری، دوستى به خاطر آنکه مى‌دانم عمویم ابوطالب تو را دوست داشت.

 پ ن :از این جمله معلوم مى‌شود که حضرت ابوطالب چقدر در نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله داراى اجر و قرب بوده که به خاطر دوستى او با عقیل رسول خدا صلى الله علیه وآله به عقیل ابراز دوستى و محبت مى‌نماید و اگر ابوطالب کافر و یا مشرک بود، هرگز رسول گرامى اسلام صلى الله علیه وآله اینقدر به او علاقه نشان نمى داد که به خاطر دوستى او عقیل را دوست داشته باشد؛ زیرا دوستى کافر و مشرک براى رسول خدا صلى الله علیه وآله ارزشى ندارد چه برسد که به خاطر آن دیگرى را دوست داشته باشد. 

منابع(سنی): 

1-الزهری، محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله البصری (متوفای۲۳۰هـ)، الطبقات الکبرى، ج ۴، ص ۴۳، ناشر: دار صادر - بیروت؛
2-الطبرانی، سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم (متوفای۳۶۰هـ)، المعجم الکبیر، ج ۱۷، ص ۱۹۱، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبه الزهراء - الموصل، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۳م؛
3-النیسابوری، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم (متوفای۴۰۵ هـ)، المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۶۶۷، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه - بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۱هـ - ۱۹۹۰م؛
4-إبن عبد البر، یوسف بن عبد الله بن محمد (متوفای۴۶۳هـ)، الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، ج ۳، ص ۱۰۷۸، تحقیق علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل - بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۲هـ؛
5-الجزری، عز الدین بن الأثیر أبی الحسن علی بن محمد (متوفای۶۳۰هـ)، أسد الغابه فی معرفه الصحابه، ج ۴، ص ۷۰، تحقیق عادل أحمد الرفاعی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۷ هـ - ۱۹۹۶ م؛
6-الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۱، ص ۲۱۹، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله - بیروت، الطبعه: التاسعه، ۱۴۱۳هـ.

+ نوشته شده در 89/04/16ساعت توسط امیر |

یعقوبى (سنی) مى‌گوید:

ولمّا قیل لرسول الله: إن أبا طالب قد مات عظم ذلک فی قلبه واشتدّ له جزعه، ثمّ دخل فمسح جبینه الأیمن أربع مرّات، وجبینه الأیسر ثلاث مرّات، ثمّ قال: یا عم ربیت صغیراً، وکفلت یتیماً، ونصرت کبیراً، فجزاک الله عنی خیراً، ومشى بین یدی سریره وجعل یعرضه ویقول: وصلتک رحم، وجزیت خیراً. 


هنگامى که به رسول خدا (ص) خبر دادند که ابوطالب از دنیا رفته، این مصیبت بر قلب او سنگینى نمود و ناله آن حضرت را شدید کرد. رسول خدا بر جنازه ابوطالب وارد شد، سپس به طرف راست پیشانى او را چهار مرتبه و به طرف چپش را سه مرتبه دست کشید، سپس فرمود: اى عمو ! وقتى کودک بودم تو مرا بزرگ کردی، وقتى یتیم بودم تو سرپرستیم کرد، و هنگامى که بزرگ شدم تو یارى‌ام کردی، پس خداوند به تو پاداش خیر دهد. سپس جلوى تابوت او رفت و فرمود: اى عمو ! تو صله رحم را به نیکى بجا آوردى و پاداش نیکى دادى‏.


منبع: الیعقوبی، أحمد بن أبی یعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح (متوفای۲۹۲هـ، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۳۵، ناشر: دار صادر – بیروت.

+ نوشته شده در 89/04/16ساعت توسط امیر |

حضور رسول اللّه (ص) در تشییع جنازه ابوطالب 
بیهقى در دلائل النبوه مى‌نویسد: 
عن ابن عباس: أن النبی صلى الله علیه وآله وسلم عاد من جنازه أبی طالب فقال: «وصلتک رحم، وجزیت خیرا یا عم».
از ابن عباس نقل شده که رسول در هنگام بازگشت از دفن ابوطالب فرمود: اى عمو! تو صله رحم را به نیکى بجا آوردى و پاداش نیکى دادى‏.
منابع سنی :

1-البیهقی، أبی بکر أحمد بن الحسین بن علی (متوفای۴۵۸هـ)، دلائل النبوه، ج ۲، ص ۳۴۹؛
2-البغدادی، أحمد بن علی أبو بکر الخطیب (متوفای۴۶۳هـ)، تاریخ بغداد، ج ۱۳، ص ۱۹۶، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت.
3-القرشی الدمشقی، إسماعیل بن عمر بن کثیر أبو الفداء (متوفای۷۷۴هـ)، البدایه والنهایه، ج ۳، ص ۱۲۵، ناشر: مکتبه المعارف – بیروت.

+ نوشته شده در 89/04/16ساعت توسط امیر |

طلب خیر پیامبر برای ابوطالب:
عن العباس أنّه سأل النبی صلّى اللّه علیه وآله، ما ترجو لأبی طالب؟ قال: کل الخیر أرجوه من ربی.
از عباس نقل شده است که از رسول خدا سؤال کرد براى ابوطالب چه چیزى را امید دارى او گفت: هر خیرى که از خدایم امیدوارم.

منابع(سنی):

1-إبن الجوزی، أبو الفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفای۵۹۷هـ)، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ۵، ص ۳۶۲، ناشر: المکتب الإسلامی - بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۴هـ؛

2-الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج ۱، ص ۲۳۳، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۷هـ - ۱۹۸۷م؛ 

+ نوشته شده در 89/04/16ساعت توسط امیر |

شعری از: مسعود مهربان

بوى تو همرنگ بوى مصطفى         عطر تو از عطر ياس مرتضى

پرده دار شوكت خمخانه اى               در حريم ميكده پيمانه اى

حامل عشق خدا و احمدى            حامى قرآن و وحى سرمدى

منتشر از ساغرت عشق على       نور ساقى از جبينت منجلى

آينه اى بهر رمز هل اتى                  خانه ات هم قبله گاه انبيا

پايه ريز ركن عشق و عاشقى         حاجبى بر جلوه گاه خالقى

وارث ملك و بناى كعبه اى             با على عزّت به جنّت داده اى

طوبى و حبل المتين همراه تو          نور حيدر محتجب در ماه تو

در تو مخفى آيه هم راكعون         نام تو سر مطلعى در سابقون

فرّ ايمانت طلوع مخلَصين                از تو پيدا شد شكوه متّقين

نور نيّرتر ز نور ما سوى                       لنگرى در كشتى آل عبا

در صدف دارى تو درّ لا فتى           كشور زهدى على هم مقتدا

اى نيام ذوالفقار مرتضى                        فاتح دلها بدون هر غزا

در تو پنهان شد نواى كربلا                     حلقه مژگان تو دام بلا

رشته تحكيم دين مصطفى             لوح تقديرى مدال سينه ها

طعنه بر گل میزند رخسار تو            هر دل حق جو بود بيمار تو

باب تنهاى اميرالمؤمنين               پاسبان شرع ختم المرسلين

حامى و يار نگهدار نبى                حافظ دين نبى همچون على

اى ابوطالب ثناى تو سزاست       جام ما لبريز عشق مرتضاست

+ نوشته شده در 89/04/15ساعت توسط امیر |

اين فهرست حاصل بيش از ده سال تحقيق پيرامون مظلوم تاريخ حضرت ابوطالب عليه السلام میباشد كه اينك در اختيار دانش پژوهان، مؤلفين، نويسندگان، شعرا و ناشرين محترم قرار میگيرد و به زودى همراه با توضيحات كامل، تصاوير كتب، شرح حال پديدآورندگان، محل چاپ يا وجود نسخ خطى آن، تحت عنوان «كتابنامه حضرت ابوطالب عليه السلام» به زيور طبع آراسته خواهد گرديد.

اميد است همانگونه كه چاپ و نشر «كتابنامه حضرت مهدى عليه السلام» توسط استاد على اكبر مهدى پور با معرفى بيش از 2000 عنوان كتاب پيرامون امام زمان عليه السلام موجب شد در عرض كمتر از 10 سال مؤلفين، شعراء، نويسندگان، و ناشرين محترم چه در ايران و چه در ساير نقاط جهان دست به كار شده و كتب زيادى را درباره آن ولى دوران پديد آورند، گرد و غبار غربت از اين گنجينه پر بها و ارزشمند نيز زدوده شده و بدين وسيله شيفتگان و ارادتمندان به اهل بيت عليهم السلام با اين حامى بزرگ رسالت آشنا گردند.

ارائه اين كتابنامه میتواند گام مؤثرى در احياء ياد و نام آن بزرگوار در عرصه تحقيق و تأليف كتب ارزشمند باشد.

نشر كتب و آثار قديمى پيرامون حضرت ابوطالب عليه السلام، شرح و ترجمه اشعار، تحليل و بررسى پيرامون ايمان آن حضرت، شرح احوالات فرزندان ايشان، معرفى و شرح و ترجمه رواياتى كه حضرت ابوطالب عليه السلام از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله روايت كرده و... از مواردى هستند كه جاى دارد در مورد آن فعاليت شود. و اينك اين شما و اين عناوين برخى از كتبى كه مستقلاً در مورد حضرت ابوطالب عليه السلام نوشته شده است:

1 - ابوطالب عليه السلام آموزگار پاسدارى / محمّد محمدى اشتهاردى

2 - ابوطالب عليه السلام / باقر قربانى زرّين / فارسى

3 - ابوطالب عليه السلامتجلّى ايمان /سيد مجيد پورطباطبايى فارسى

4 - ابوطالب عليه السلام چهره درخشان قريش/ احمد بن زينى دحلان

5 - ابوطالب عليه السلام حامى الرسول صلى الله عليه وآله / نجم الدين عسكرى

6 - ابوطالب عليه السلامعمّ الرسول صلى الله عليه وآله / محامى محمّد كامل حسن

7 - ابوطالب عليه السلام عملاق الإسلام الخالد / محمّد على اسبر / عربى

8 - ابوطالبعليه السلام كافل النبى صلى الله عليه وآله و ناصره / استاد احمد خيرى باشا.

9 - ابوطالب عليه السلام كفيل الرسول / سعيد عسيلى / عربى

10 - ابوطالب عليه السلام / محمّد رضا طبسى

11 - ابوطالب عليه السلام مظلوم تاريخ / علامه امينى / فارسى

12 - ابوطالب مؤمن قريش / عبداللَّه بن شيخ على خنيزى قطيفى

13 - ابوطالب عليه السلام ناصر الرسول / كمال السيد / ترجمه اردو: نثار احمد زين پورى

14 - ابوطالب عليه السلام ناصر الرسول / كمال السيد / عربى

15 - ابوطالب عليه السلام و بنوه / محمّد على آل سيّد عليخان

16 - ابوطالب عليه السلام يگانه مدافع اسلام، مؤمن قريش / مترجم: محمّدى اشتهاردى

17 - اتحاف الطالب بنجاة ابى طالب عليه السلام / محمّد بن عبد السلام جنّون

18 - اسنى المطالب فى نجاة ابى طالب عليه السلام / احمد زينى دحلان / تحقيق صالح الوردانى

19 - البيان عن خيرة الرحمن فى ايمان ابىطالب عليه السلامو آباء النبىعليهم السلام

20 - الحجة على الذاهب الى تكفير ابى طالب عليه السلام / فخار بن معدّ موسوى

21 - الدرّة الغرّاء فى شعر شيخ البطحاء / باقر قربانى زرّين

22 - الرغائب فى ايمان ابى طالب عليه السلام / علاّمه سيّد مهدى غريفى بحرانى

23 - الروض النزيه فى الاحاديث الّتى رواه ابوطالب عليه السلام عن ابن اخيه صلى الله عليه وآله / شمس الدين محمّد بن على بن احمد بن طولون صالحى دمشقى

24 - القصيدة الغرّاء فى ايمان ابى طالبعليه السلام شيخ البطحاء / سيد احمد خيرى حنفى مصرى

25 - القول الواجب فى ايمان ابى طالب عليه السلام/ محمّد على على فصيح هندى

26 - الياقوتة الحمراء فى ايمان سيّد البطحاء / طالب حسينى آل على خان مدنى

27 - إيمان ابى طالب / ابوالحسين احمد بن محمّد الكندي الجرجانى

28 - ايمان ابى طالب عليه السلام / شيخ مفيد

29 - إيمان ابى طالب عليه السلام / ابوعلى كوفى، احمد بن محمّد بن عمار

30 - ايمان ابى طالب عليه السلام / ابومحمّد سهل بن احمد بن عبداللَّه بن سهل ديباجى

31 - ايمان ابىطالب عليه السلام / ابونعيم عليّ بن حمزه بصرى تميمى لغوى

32 - إيمان ابى طالب عليه السلام / احمد بن قاسم

33 - ايمان ابى طالب عليه السلام / سيد جمال الدين احمد بن طاوس حسنى حلّى

34 - ايمان ابى طالب عليه السلام و احواله و اشعاره / ميرزا محسن قرّه داغى.

35 - بُغيَة الطالب فى ايمان إسلام ابى طالب عليه السلام / سيد محمّد عباس موسوى لكهنوى

36 - بُغيَة الطالب فى بيان احوال ابى طالب و اثبات ايمانه و حسن عقيدته / سيد محمّد حيدر بن نور الدين على موسوى حسينى عاملى

37 - بُغيَة الطالب فى نسب آل ابى طالب عليه السلام / قاسم بن احمد واسطى رفاعى شافعى

38 - بُغيَة الطالب لإيمان ابى طالب / محمّد بن عبد الرسول برزنجى شافعى

39 - بُغيَة الطالب لإيمان ابى طالب و حسن خاتمته / جلال الدين سيوطى

40 - بلوغ المآرب فى نجاة آبائه صلى الله عليه وآله و عمّه ابى طالب عليه السلام / سليمان ازهرى لاذقى

41 - ترجمه اسنى المطالب فى نجاة ابى طالب عليه السلام / سيد مقبول احمد / اردو

42 - جزوه بيست و ششم رجب / حاج شيخ محمد حسن مولوى قندهارى

43 - حضرت ابوطالب عليه السلام تنديس ايمان / اشرف آشورى / ماهنامه كوثر شماره 20

44 - حضرت ابوطالب عليه السلام شخصيّت بزرگ عالم اسلام/ ؟ / پاسدار اسلام 62/3/ 21

45 - حضرت ابوطالب عليه السلام مظلوم تاريخ/ ابوحیدر

46 - حياة ابى طالب عليه السلام / شيخ خالد انصارى

47 - خورشيد حجاز مدايح و مناقب حضرت ابوطالب عليه السلام / ابوحیدر

48 - در بلنداى قامت ايمان / سيد مجيد پورطباطبايى

49 - دوحة الشرف فى نسب آل ابى طالب عليه السلام / حسن بن على قطان مروزى

50 - ديوان شيخ الأباطح ابوطالب عليه السلام / ابوهفّان عبداللَّه بن احمد مهزمى

51 - رمضان در تاريخ(قسمت حضرت ابوطالب) / آية اللَّه العظمى صافى گلپايگانى

52 - زندگى پر افتخار حضرت ابوطالبعليه السلام / محمّد محمدى اشتهاردى

53 - زهرة الادباء فى شرح لاميّة شيخ البطحاء / شيخ جعفر النقدى

54 - ساقى تشنگان خدا نگاهبان رسول خدا صلى الله عليه وآله / سيد احمد روضاتى اصفهانى

55 - سخنى چند پيرامون حضرت ابوطالب / ابوحیدر

56 - سيد البطحاء / محمود بغدادى

57 - سيّد قريش / معروف ارناووت

58 - شيخ الأبطح ابوطالب عليه السلام / سيد محمّد على آل شرف الدين العاملى الموسوى

59 - شيخ الأبطح او ابوطالب عليه السلام / سيد محمّد على آل شرف الدين موسوى عاملى

60 - شيخ بنی هاشم ابوطالب عمّ النبى / عبدالعزيز سيّد الأهل

61 - طلبة الطالب فى شرح لاميّة ابى طالب / على فهمى مصرى شافعى

62 - عقيدة ابى طالب عليه السلام / سيّد طالب حسينى رفاعى

63 - عمدة الطالب / سيد جمال الدين احمد بن على الحسينى

64 - غاية المطالب فى ايمان ابى طالب / على كبير بن على جعفر حسينى هندى

65 - غاية المطالب فى شرح ديوان ابى طالب عليه السلام / محمّد خليل خطيب مصرى

66 - فصاحة ابى طالب / ابومحمّد حسن بن على الأطروش

67 - فضل ابى طالب و عبدالمطلب و عبداللَّه ابى النبى صلى الله عليه وآله / سعد بن عبداللَّه اشعرى قمى

68 - فقدان همسر و كفيل / سيد مجيد پورطباطبايى

69 - فيض الواهب فى نجاة ابى طالب عليه السلام / شيخ احمد فيضى

70 - محبوب الرغائب فى ترجمة اسنى المطالب / محمّد نجم الدين مروزى

71 - مقصد الطالب فى ايمان آباء النبى و عمّه ابوطالب عليه السلام / ميرزا محمّد حسين گرگانى

72 - منى الطالب فى ايمان ابى طالب عليه السلام /محمّد بن احمد خزاعى نيشابورى

73 - منيّة الراغب فى إيمان ابى طالب عليه السلام / علامه محمّد رضا طبسى نجفى

74 - منيّة الطالب فى إيمان ابى طالب عليه السلام / سيد حسين طباطبايى يزدى

75 - منيّة الطالب فى حياة ابى طالب عليه السلام / سيد حسن قپانچى حسينى نجفى

76 - منيّة الطالب فى مستدرك ديوان سيّد الأبطح ابى طالب عليه السلام / محمّد باقر محمودى

77 - مواهب الواهب فى فضائل ابى طالبعليه السلام / محمّد جعفر نقدى

78 - Abu-talib the sapporter of the Prophet / KAMAL AL-SAYYID / Ansaryian publications / QUM 1379-2000

79 -STUDU ON THE LIFE OF ABU TALIB / MAKTABA TUS SAQALAIN / QUM IRAN / Fonder ABDULLAH MEJED FAQEEHI


با تشکر از جناب آقای سید محمد حسن سجاد

+ نوشته شده در 89/04/15ساعت توسط امیر |

گفتاری از: آیةاللّه العظمی مکارم شیرازی

در تاریخ اسلا‌م کمتر کسی را می‌یابیم که مانند ابوطالب در دفاع از اسلا‌م در روز غربت آن کوشیده باشد، و اگر حمایت‌های بی‌دریغ آن بزرگوار نبود، درخت نوپای اسلا‌م به ثمر نمی‌نشست.

ابوطالب در سخت‌ترین حالا‌ت پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله و مسلمین; یعنی در آن سه سال که آنها در دره مخصوصی نزدیکی خانه خدا که بعداً به <شعب ابی‌طالب> معروف شد در محاصره دشمن بودند، مانند پروانه، گرد شمع وجود پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله می‌چرخید و با تمام وجودش در حفظ او می‌کوشید.

هر شب محل خواب و استراحت پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله را عوض می‌کرد و فرزند دلبندش علی علیه‌السلا‌م را در جای او می‌خوابانید و به او می‌فرمود: من تو را فدای فرزند عبداللّه (یعنی پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله) نمودم.

او از همان کودکی، به سبب امارات و نشانه‌های روشن، به آینده پیغمبر اسلا‌م صلی‌اللّه‌علیه‌وآله پی برده بود و در حفظ و حراستش از کینه دشمنان، سخت می‌کوشید و در واقع از موœمنان به پیامبر اسلا‌م صلی‌اللّه‌علیه‌وآله قبل از نبوتش بود، حتی در زمانی که پیامبر، کودک شیرخواری در قنداقه بود به وسیله او از خاندان باران طلبید و خشکسالی سرزمین مکه برطرف گردید.

و شعر معروف

وابیض یستسقی الغمام بوجهه

ثمال الیتامی عصمة للا‌رامل

که ابوطالب بعدا سروده و بسیاری از دانشمندان شیعه و اهل سنّت، آن را در کتاب‌های خود به عنوان یادگار آن زمان نقل کرده‌اند، گواه روشن همین امر است.

او بارها و بارها، در شعر و نثرش ایمان محکم خود را نسبت به پیامبر اسلا‌م صلی‌اللّه‌علیه‌وآله ظاهر ساخت ولی دورافتادگان از خدا و پیامبر اسلا‌م صلی‌اللّه‌علیه‌وآله بزرگترین تهمت را به آن حضرت زدند و گفتند: ابوطالب کافر از دنیا رفت! و به این ترتیب کینه‌هایی را که نسبت به فرزندش علی علیه‌السلا‌م داشتند نسبت به پدر بروز دادند و تمام شواهد تاریخی را نادیده گرفتند.

اگر جز این شعر معروف ابوطالب در مدح پیغمبر اکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله در دست نبود، کافی بر بطلا‌ن این تهمت ناورا بود، آنجا که می‌گوید:

قد اکرم اللّه النبی محمدا

فاکرم خلق اللّه فی الناس احمد

و شق له من اسمه لیجلّه

فذو العرش محمود و هذا محمد!

مرحوم علا‌مه امینی در جلد هفتم کتاب نفیس الغدیر این شعر را از منابع اهل سنّت نقل می‌کند; شعری که صریح در ایمان به نبوت آن حضرت در حد اعلا‌است.

به هر حال ابوطالب هم‌چون فرزندش علی علیه‌السلا‌م مظلوم است، مظلوم بزرگ تاریخ اسلا‌م بر اثر ظلم کج‌اندیشان اموی صفت.

و بسیار خوشوقتیم که گروهی از پاکبازان و مومنان صالح به پا خواستند و این مراسم بزرگداشت را برای ابوطالب گرفتند تا گرد و غبار جاهلیت و تعصب‌های اموی را از چهره تابناک این مدافع بزرگ اسلا‌م بزدایند و گامی بزرگ در راه معرفی این فدایی اسلا‌م و پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله بردارند.

خوشبختانه در این اواخر، کتاب‌های متعددی در بیان شخصیت و ایمان ابوطالب از سوی دانشمندان شیعه نگاشته شده است که زوایایی از زندگی و ایمان محکم او را به اسلا‌م روشن می‌سازد. اینجانب به سهم خود از همه کسانی که در این راه تلا‌ش و کوشش کرده‌اند تشکر می‌کنم و امیدوارم گامی که امسال برای بزرگداشت بنده صالح خدا، مدافع سرسخت اسلا‌م و پیامبر اسلا‌م صلی‌اللّه‌علیه‌وآله در روزهای غربت یعنی حضرت ابوطالب، پدر والا‌مقام امیرالمومنین علی علیه‌السلا‌م برداشته شده، سرآغاز تلا‌ش بیشتری در این راه باشد، تا غافلا‌ن را بیدار و دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلا‌م را رسوا سازد.

+ نوشته شده در 89/04/15ساعت توسط امیر |

گفتاری از : حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی


بر حسب آن‌چه در مصباحین (مصباح شیخ و مصباح کفعمی) از ابن عیاش مؤلف کتاب نفیس مقتضب‌الا‌ثر فی الا‌ئمة الا‌ثنی عشر، منقول است وفات آن حضرت در روز 26 رجب سال 10 بعثت که به عام‌الحزن نامیده شده، اتفاق افتاده و بر حسب آن‌چه از ابن منده در کتاب المعرفة نقل شده، سه روز قبل از وفات حضرت خدیجه سلا‌م‌اللّه‌علیها واقع شده که با توجه به این‌که وفات آن معظّمه در روز دهم ماه مبارک رمضان بوده پس روز هفتم ماه رمضان روز وفات حضرت ابوطالب علیه‌السلا‌م می‌باشد.

حضرت ابوطالب علیه‌السلا‌م از اول شروع و ظهور این دین حنیف، یگانه کسی بود که آن را تحت حمایت گرفت، همان بزرگمرد ارجمندی که از اجتماع قریش و نقشه‌ها و تهدیدات و قطع روابط و آزار و اذیت ایشان بیم نداشت و تا زنده بود با خلوص نیت، از پیامبر اسلا‌م صلی‌اللّه‌علیه‌وآله حمایت کرد و به او گفت: اذهب یابن اخی فقل ما احببت فواللّه لا‌اسلمک لشیء ابداً (1) ای پسر برادرم برو و هرچه دوست داری بگو; به خدا سوگند تو را در هیچ پیش‌آمدی تنها نمی‌گذارم.

از حضرت امام محمد باقر علیه‌السلا‌م روایت شده است: اگر ایمان ابی‌طالب را در یک کفه ترازو و ایمان این خلق را در کفه دیگر گذارند، ایمان او سنگین‌تر خواهد بود. (2) مقام آن حضرت چنان رفیع بود که پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله در مصیبتش گریان شد و بسیار اندوهناک گردید و جبین راست او را چهار مرتبه مسح فرمود و جبین چپش را سه مرتبه مسح کرد، سپس فرمود: ای عم! در صغیری پرورشم دادی و در یتیمی کفالتم نمودی و در کبیری یاری‌ام کردی، خدا به تو در برابر یاری من پاداش نیکو دهد. پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله پیشاپیش جنازه او می‌رفت و می‌فرمود: صله رحم کردی و جزای نیکو گرفتی (3)

در سیره ابن هشام از محمد بن اسحاق نقل شده است که: پس از وفات ابوطالب، قریش، بر پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله مرارت‌هایی رساندند که در حیات ابوطالب جرا›ت انجام آن را نداشتند. از پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله روایت شده است که فرمود: ما نالت منی قریش شیئاً اکرهه حتی مات ابوطالب (4) قریش به چیزی که از آن کراهت داشته باشیم دست نیافتند; تا وقتی ابوطالب وفات کرد.

سال وفات دو یار دیرین پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله حضرت ابوطالب و حضرت خدیجه ام المومنین علیهما‌السلا‌م عام‌الحزن نام گرفت. ابوطالب، چهل و دو سال در نهایت وفا و صمیمیت و فداکاری به کفالت و حمایت و یاری پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله پرداخت. او مانند پدری رئوف و همسر مکرمه‌اش - فاطمه بنت اسد - چون مادری مهربان، به خدمت رسول خدا قیام و اقدام کردند; او را از فرزندان خود بیشتر دوست می‌داشتند و بهتر پذیرایی می‌کردند.

ابوطالب، سید بطحاء، پیر قریش، و رئیس مکه و قبله قبیله بود. ایشان جمیع فضایل اخلا‌قی را دارا بودند. همه به او احترام می‌گذاشتند و شخصیت و مکارم اخلا‌قش را می‌ستودند.

کان ابوطالب علیه‌السلا‌م شیخاً جسیماً وسیماً علیه بهاء الملوک و وقارالحکماء (5) ابوطالب، پیرمردی تنومند و زیبا بود که در رخساره او ظرافت پادشاهان و وقار حکیمان دیده می‌شد.

از اکتم بن صیفی حکیم معروف عرب، پرسیدند: حکمت و ریاست و حکم و سیادت را از که آموختی؟ گفت: از حلیف علم و ادب، سید عجم و عرب، ابوطالب بن عبدالمطلب.

به طور قطع، بر همه امت اسلا‌م لا‌زم و واجب است که قدر خاندان ابوطالب را بدانند و خدمات و رنج و مصائب آنان را در یاری پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله، نصرت دین و اعتلا‌ی کلمه توحید فراموش ننمایند.

هیچ خانواده‌ای به اندازه این خاندان، به اسلا‌م و پیامبر اسلا‌م صلی‌اللّه‌علیه‌وآله خدمت نکرده و خدمات هیچ کس به اندازه خدمات آنان برای دین اسلا‌م سودمند و با ارزش نبوده است. هنگامی که همگان، پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله را تنها گذاشته بودند و دفع خطر از اسلا‌م و جان پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله فقط با فداکاری و ایثار جان میسّر بود، این خانواده در دشواری‌ها و سختی‌ها، پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله را چنان یاری دادند که بهتر از آن برای کسی مقدور نبود.

خانواده‌ای که سال‌ها پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله عضو آن بود و محیط آرام و سرشار از صفا و وفا، تقوا و فضیلت، شرافت و صداقت و امانت آن، پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله را در برگرفته بود.

آری، حق ابی‌طالب و همسر محترمه‌اش - فاطمه -سومین بانوی اسلا‌م، و فرزند مجاهد و مهاجرش <جعفر طیار> و دیگر فرزند عزیز و گرامی وی، یگانه قهرمان غزوات و فاتح بزرگ و سردار نامی اسلا‌م، به دین اسلا‌م از هر کس بیشتر است. در تاریخ یاران پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله کسی را جز ابوطالب نمی‌شناسیم که مدت چهل و دو سال به آن حضرت در خلوت و جلوت (میان جمع) و داخل منزل و خارج، خدمت کرده باشد و در عین حال، بهترین یار و حامی او باشد. به خصوص بعد از بعثت، ابوطالب با ثبات و استقامت بی‌نظیر از پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله پشتیبانی کرد و او را یاری رساند. اگر ابوطالب از آن حضرت حمایت نمی‌کرد و او را تنها می‌گذاشت، یا - العیاذباللّه - چون دیگران به مخالفت با آن حضرت برمی‌خاست و رسالتش را تکذیب می‌کرد و استهزا و مسخره می‌نمود، به طور یقین، دین اسلا‌م در آغاز کار اگر با شکست روبه‌رو نمی‌شد، حداقل تا مدتی از حرکت و پیشروی باز می‌ماند.

همان‌طور که اگر در جنگ خندق حضرت علی علیه‌السلا‌م -فرزند ابوطالب- به میدان نمی‌رفت و با عمربن‌عبدود -آن پهلوان و رزمنده و دلا‌ور مشهور- پیکار نمی‌کرد و او را از سر راه مسلمانان برنمی‌داشت، پیش‌بینی آینده اسلا‌م برای ما دشوار بود. در صورتی که ابوطالب از همان ابتدا دست از حمایت پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله برمی‌داشت و او را به دشمنان واگذار می‌کرد و یا در مقابل او مخالفت و عداوت پیشه می‌نمود، پیش‌بینی سرنوشت اسلا‌م بعید می‌نمود; و حداقل در این صورت مشکلا‌ت و موانع پیشرفت دین خدا و مصائب پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله صدچندان شده و پیامبر عزیز خدا صلی‌اللّه‌علیه‌وآله گرفتار رنج‌ها و فشارهای بسیار شدیدتری می‌گشت. به شهادت تاریخ، حمایت ابی‌طالب، راه را برای پیشرفت آیین جدید باز کرد و می‌توان گفت: تا›ثیر حمایت او نه تنها از نصرت دین پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله توسط شهدای بدر و احد و حتی برادرش حمزه علیه‌السلا‌م کمتر نیست، بلکه با دقت و تا›مل در تاریخ در می‌یابیم که حمایت ابوطالب از جانبازی و فداکاری آنان در حفظ دین موœثرتر بوده است.
دشمنان دین جدید، از حمایت‌هایی که توسط ابی‌طالب از پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله صورت می‌گرفت، بیم داشتند و ابوطالب را یگانه مانع بزرگ اجرای نقشه‌های ضد اسلا‌می خود می‌دیدند.

ابوطالب و خاندانش همه چیز محمد صلی‌اللّه‌علیه‌وآله بودند; خودش که از مومنین واقعی و حامی و نگهبان محمد صلی‌اللّه‌علیه‌وآله بود، زن و دخترش ام هانی و - فرزندان وی علی و جعفر- امت و یار و سرباز و مدافع محمد صلی‌اللّه‌علیه‌وآله بودند.

در نهایت چنانچه ابن‌ابی‌الحدید در اشعار خود سروده، می‌توان گفت: اگر ابوطالب و فرزندش علی علیه‌السلا‌م نبودند، دین بر پا نمی‌شد. ابوطالب در مکه، و علی علیه‌السلا‌م در یثرب، پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله را یاری رساندند. ابوطالب در آغاز از پیامبر حمایت کرد و کفالت ایشان را بر عهده گرفت و علی علیه‌السلا‌م کاری را که ابوطالب در یاری دین خدا شروع کرد به پایان رساند; پس عجب نیست که پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله در مرگ او، آن همه محزون و اندوهناک گردید.

فقدان وی، جبهه مسلمانان را شکسته و بی‌پناه کرد و در نهایت یکی از علل لزوم هجرت، همین مرگ او بود; زیرا با مرگ او مسلمانان و شخص پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله یگانه حامی خویش را از دست دادند و دشمنان در برابر آنها جسور و گستاخ گردیدند. فرحمه‌اللّه و ارضاه و شکرها علیه و جزی‌اللّه عن نبیه و عن امته خیر جزاء.

پی‌نوشت‌ها

-1 مناقب آل ابی‌طالب /1 53

2. شرح نهج‌البلا‌غه ابن‌ابی‌الحدید 4 /338، چاپ مصر

3. ر.ک:تاریخ یعقوبی و منتهی‌الا‌مال و ...

4. الغدیر 7 / 276

5. احتجاج، ح1 ص 242.

منبع

+ نوشته شده در 89/04/15ساعت توسط امیر |

مؤلف: برگرفته از کتاب الغدیر اثر علامه شیخ عبد الحسین امینی نجفی

ترجمه و تحقیق: محمد حسن شفیعی شاهرودی

نوبت چاپ: اول، جمادی الثانی 1428 هـ ق

ناشر: مرکز نشر هاجر/ قم

چاپ: زلال کوثر/ قم

شمارگان: 5000 نسخه

بهاء: 1500 تومان

مراکز پخش:

  • قم، خیابان 15 خرداد، فرعی 13، پلاک 13، مؤسسه میراث نبوت. تلفکس: 02517785460، 02517771093

  • قم، خیابان شهدا(صفائیه)، فرعی ممتاز، انتشارات هاجر. تلفن: 02517830940

مژده: به زودی به زبانهای عربی، اردو و بلوچی نیز به چاپ میرسد.

+ نوشته شده در 89/04/15ساعت توسط امیر |


35485

حضرت ابوطالب، با حضرت عبدالله، پدر پیامبر اکرم علیهم السلام، علاوه بر فرزند حضرت عبدالمطلب بودن، از یک مادر نیز بوده اند.(1) مساله اسلام ابوطالب از قدیم مورد بحث بوده است. نگاهی به تاریخچه این مطلب و قدمت کتب تالیف شده در این موضوع، نشان می دهد که مساله، دیرینه ای طولانی دارد.

بسیاری از محققین براین باورند که منحرف کردن اذهان مسلمین در مورد ایمان ابوطالب، از سوی دستگاه های خلافت صدر اسلام صورت گرفته، طوری که امروزه یکی از مسایل چالشی میان شیعه وسنی، مساله ی ایمان جناب ابوطالب علیه السلام است. دلیل این اقدام، از منظر اهل تحقیق، یا عناد و دشمنی با فرزند ایشان، امیرمومنان علی علیه السلام بوده است و یا تلاش برای یکسان جلوه دادن امیرالمومنین علیه السلام با سایر خلفا که پدرانی مشرک داشته اند. برتری چشمگیر مولا حضرت امیر علیه السلام بر سایرین، موجب گردیده بود تا بکوشند فضیلت و امتیاز داشتن پدری مومن را از ایشان سلب کنند و چنین قلمداد کنند که ابوطالب نیز بر دینی غیر از اسلام از دنیا رفته است. هرچند دامنه ی این تبلیغات مسموم به پدر و مادر گرامی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نیز کشیده شد، اما در این مجال بنا داریم تا به مناسبت سالگرد ارتحال سید قریش، جناب ابوطالب علیه السلام، به پیراستن این پیرایه از دامان پاک ایشان بپردازیم، باشد که بزرگ منشان نگاهی به محتاجان نمایند، آمین رب العالمین.

با توجه به منابع معتبر موجود، روشن می شود که ابوطالب از خالصین در اسلام و ایمان بوده است ولی به کتمان ایمان می پرداخته تا از این راه به یاری پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بپردازد. نظیر این امر را می توان در مورد عمار یاسرو پیش از آن اصحاب کهف، بیان کرد که مومن بوده، اما ایمان خود را کتمان می کرده اند. درباره عمار این آیه شریفه نازل شده است: الامن اکره و قلبه مطمئن بالایمان(2)

علمای بسیاری از شیعه و سنی برای اثبات اسلام ایشان و بیان صحیح تاریخ، دست به نگارش زده اند، برای مثال می توان به این کتاب ها اشاره نمود :

کتاب “ایمان ابی طالب“  که به این نام کتب متعددی از نویسندگان مختلف وجود دارد، از جمله؛ 

احمدبن قاسم از روات شیعی،

ابی علی کوفی از مشایخ اجازه، متوفی 346قمری،

سیدبن طاوس از علمای بزرگ شیعه، متوفی 664قمری.

کتاب “اسنی المطالب فی ایمان ابی طالب” از علامه احمد دحلان مفتی شافعیه (عالم سنی مذهب)،

اثبات اسلام ابی طالب” از محمد معین حنفی (عالم سنی مذهب )،

ایمان ابی طالب” از شیخ مفید، متوفی 413 قمری ،

ابوطالب مومن قریش” از استاد شیخ عبدالله قطیفی و بسیاری کتب دیگر .

همان گونه که روشن شد، برخی علمای اهل سنت هم اسلام ایشان را پذیرفته و برای اثبات آن، کتاب تالیف کرده اند .برخی از دانشمندان اهل سنت که کتاب مستقلی در این زمینه ننوشته اند، به اشکال دیگری از عقیده ی خود در مورد اسلام ابوطالب علیه السلام پرده برداشته اند. به عنوان نمونه به این شعر از دانشمند مشهور، ابن ابی الحدید توجه کنید؛

ولولا ابوطالب و ابـــــنه / لما مثل الدین و شخصا و قاما2257_427

فذاک بمکة آوی و حامی / و هذا بیثرب جس الحمـــــاما.(3)

هرگاه ابوطالب و فرزند او نبود / هرگز دین قد راست نمی کرد

وی در مکه پناه داد و حمایت کرد / و فرزند او در یثرب در گرداب های مرگ فرورفت.

اشعار ابوطالب را که به روشنی و صراحت، دلالت بر ایمان ایشان دارد، در “دیوان ابی طالب” بخوانید. ضروری به نظر می رسد که در این مسیر به یکی از ابیات ایشان تصریح کنیم، آنجا که به سران قریش خطاب می کند:

الم تعلموا انا وجدنا محمدا / رسولا کموسی خط فی اول الکتب. (4)

آیا نمی دانید که محمد را مانند موسی پیامبر می دانیم که نام و نشان او در کتاب های آسمانی ذکر شده است؟

حمایت های شجاعانه ایشان از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم را در کتب معتبر اهل سنت بنگرید، از جمله؛

طبقات ابن سعد(جلد1، صفحه105)، تاریخ طبری(جلد7، صفحه110)، تفسیر ابن کثیر(جلد2، صفحه127)، کشاف زمخشری(جلد1،صفحه448)

کلام جناب ابوطالب پس از پیشنهاد مالی وسوسه انگیز مشرکان قریش به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، برای دست برداشتن از دعوت الهی شان، دلیل دیگری بر این مدعاست. ایشان به برادر زاده ی خویش، رسول خدا صلوات الله علیه عرض کردند: به خدا سوگند دست از حمایت تو برنمی دارم،ماموریت خود را به پایان برسان. (5)

وصایای ابوطالب به بازماندگان، مبنی بر تبعیت و حمایت از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، برای رستگار شدن را هم در این کتب اهل سنت ملاحظه کنید:

خصایص کبری(جلد1، صفحه87)، سیره حلبیه(جلد1، صفحه372)، اسنی المطالب(صفحه10)، طبقات ابن سعد و …

به عنوان دلیل مهم دیگر می توان به این نکته که امام چهارم حضرت سجاد علیه السلام آن را تبیین کرده اند، اشاره کرد: دستور اسلام این بود که اگر زنی اسلام آورد و شوهرش مشرک بود، پیوند زوجیت میان آنها از بین می رود. فاطمه بنت اسد که از نظر اهل سنت نیز مسلمان بود، تا پایان عمر در زوجیت و همسری حضرت ابوطالب باقی ماند.

ابن ابی الحدید عالم سنی مذهب، از حضرت امام باقر علیه السلام نقل می کند: اگر ایمان ابوطالب را در کفه ای از ترازو گذارند و ایمان سایر مردم را در کفه ای دیگر، ایمان ابوطالب برتری می یابد. (6)

ازحضرت امام رضا علیه السلام منقول است: اگر در ایمان ابوطالب تردید کنی، راه آتش را در پیش گرفته ای. (7)

در زیارت وارث که از معتبرترین نصوص است، به تصریح از شامخ و بلند مرتبه بودن مقام اجداد حضرت سیدالشهدا امام حسین علیه السلام که از جمله آنها حضرت ابوطالب علیه السلام است، سخن به میان آمده است.

در نهایت به عنوان نتیجه ی این گفتار کوتاه باید گفت: دلایل در مورد ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام، آن قدر فراوان است که فهرست نگاری آن نیز نیاز به صرف زمانی طولانی دارد. وجود یکی از این دلایل نیز کافی بود تا از نظر علمی به شکلی قاطع ایمان ایشان را اثبات کنیم، اما چون سخن از پاسخ به شبهه است، کوشیدیم تا نمایه ای از این دلایل را عرضه داریم، دلایلی که جای تردیدی در مورد مومن بودن ایشان به مذهب برادرزاده ی گرامی شان، باقی نمی گذارد. امید است کسانی که به این گونه شبهات دامن می زنند، علاجی برای امراض خود بیابند و بیش از این فرصتی را که باید صرف شاگردی در مکتب ایثار و خلوص گردد، نسوزانند.

 ————————————————————————-

پی نوشت ها:

1-  سیره ابن هشام، جلد1، صفحه179

2-  سوره نحل، آیه 106

3-  شرح نهج البلاغه، جلد14، صفحه84

4-  دیوان ابوطالب، صفحه32 و از منابع اهل سنت، سیره ابن هشام، جلد1، صفحه373

5-  سیره ابن هشام، جلد1، صفحه 265-266

6-  شرح نهج البلاغه، جلد3، صفحه311

7-  ایمان ابی طالب، شیخ مفید، صفحه4، ناشر: دارالمفید، للطباعة و النشر و التوزیع ، بیروت، لبنان

 نویسنده: جناب آقای حیدر حسینی

+ نوشته شده در 89/04/15ساعت توسط امیر |

شعری از استاد حاج غلامرضا سازگار(میثم)

ای سراپـا صفا ابـوطالب!

یـاور مصطفا ابـوطالب! 

پای تا سر حقیقت ایمان 
حامی دین مروّج قـرآن 
بوی عطر بهشت در نفست 
صلوات خدا به هر نفست 
مصطفی متکی به ایمانت 
جان خلق جهان به قربانت 
ای تو آرامش دل احمد! 
همه جا شمع محفل احمد! 

چون پـدر در کنار پیغمبر 
عم ختم رسل، ابـو الحیدر 
پدری پاک چون تو می‌باید 
تا که از صلب او علی آیـد 
در ثنای تو ای به حق ناطق 
این چنین گفت حضرت صادق: 
«گر بـه خلقت کنند میـزانت 
باز سنگین تـر است ایمانت» 
بـه خلوصت پیامبر نـازد 
شیر حق بر چنین پدر نازد 
خط و مشیت مرام و ایدۀ ما 
خاک پایت شفای دیـدۀ ما 

تـو بـه چشم رسول محترمی 
پـاک ماننـد پـردۀ حـرمی 
عقل اول محمّـد و محمـود 
از تـو و از شهادتین تـو بود 
مصطفی یـار و یاورت خواند 
کافر است، آنکه کافرت خواند 
چار نجل تو چار نور جلی است 
جعفر و طالب و عقیل و علی است 
جعفرت را زاقتـدار و جـلال 
ذات حق در بهشت داده دو بال 
تـا بـه امر خدای بنده نـواز 
در جنان با ملک کند پـرواز 

طالبت طالب محمـد بـود 
غرق در نور پاک احمد بود 
از عقیل تو عقل مفتخر است 
یـاور عترت پیامبر است 
پسران عقیل تـو همه پاک 
«بابی انت روحنا لفداک» 
تو نبی را بـه هر بلا سپری 
تـو تمام ائمـه را پـدری 
افتخارت به کل خلق خداست 
که عروس تو حضرت زهراست 
پسران تـو بحرهای علوم 
دختران تـو زینب و کلثوم 

روزها روز یـادوارۀ تـوست 
سال‌ها سربه سر هزارۀ توست 
شیخ اصحاب خواجۀ لولاک 
باز هم گویمت «لروحی فداک» 
داغ تو سوخت قلب احمد را 
خیز و بیـن گریۀ محمّد را 
سال حزن رسول شد آن سال 
کز بدن زد همای روحت بال 
ای سلام همه به جان و تنت 
کرد شیر خدا عـلی کفـنت 
پیکرت را علی نهاد به خاک 
ای تنت همچو روح مؤمن، پاک 

بر پیمبر غم تو مشکل شد 
خاکت از گریه علی گل شد 
رحمت حق به روح پاکت باد 
اشک "میثم" نثار خاکت باد
+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |

همونطور که میدونید کثیری از سنیان به خاطر مصالحی که بر اهل نظر پوشیده نیست حکم به کفر حضرت ابوطالب میکنند غافل از اینکه حق را هیچ گاه نمی توان مخفی نمود و در بسیاری از منابع خود عامه خلاف این مدعا اثبات میشود از ان جمله است کلام ابن ابی الحدید که در شرح نهج البلاغه میگه: 
روی بأسانید کثیره، بعضها عن العباس بن عبد المطلب، وبعضها عن أبی بکر بن أبی قحافه: أن أبا طالب ما مات حتى قال: لا إله إلا الله، محمد رسول الله. 
روایاتى با سندهاى بسیار که بعضى از آنها از عباس بن عبدالمطلب است و بعضى از آنها از ابوبکر بن ابى قحافه نقل شده است که: ابوطالب از دنیا نرفت مگر اینکه گفت: لااله الا الله محمد رسول الله.

منبع:إبن أبی الحدید المدائنی المعتزلی، أبو حامد عز الدین بن هبه الله بن محمد بن محمد (متوفای۶۵۵ هـ)، شرح نهج البلاغه، ج ۱۳، ص ۱۷۰، تحقیق محمد عبد الکریم النمری، ناشر: دار الکتب العلمیه - بیروت / لبنان، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۸هـ - ۱۹۹۸م.

+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |

فایل زیر اجرای شعری بسیار زیبا و گرانقدر از شاعر و مداح دل سوخته اهل بیت جناب اقای سازگار هست که در مراسم سالروز وفات حضرت ابوطالب اجرا شده است و در ضمن اجرا داستان بسیار زیبایی رو نیز تعریف میکنن بهتون پیشنهاد میکنم این شعر و داستان زیبا رو از دست ندید و اون رو از لینک زیر اون رو دانلود کنید .



لینک دانلود 



+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |

+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |

شعر از  استاد مهندس على اصغر يونسيان (ملتجی)

شده طوطىّ طبع من ثناخوان ابوطالب

تمام هستيم بادا به قربان ابوطالب

كه جز معصوم بايد دم زند از حقّ عرفانش؟

نه هر كس آشنا باشد به عرفان ابوطالب

نظير ليلة القدرى كه ناپيدا بود قدرش

عيان بر خلق نبود قدر پنهان ابوطالب

به ايثار و خلوص و عشق و عرفان و جوانمردى

گواهى مىدهد اشعار ديوان ابوطالب

بود لعن خدا بر هر كه او را مشركش خواند

كه غرق نور حق باشد دل و جان ابوطالب

چه توفيقى از اين بهتر كه باباى على باشد؟

بنازم من به اين توفيق شايان ابوطالب

به ميلاد على لوحى براى تسميت آمد

خدا بگذاشت آن را روى دامان ابوطالب

مپرس از من كه جانان ابوطالب كه مىباشد؟

بود شخص رسول اللَّه جانان ابوطالب

از آن روز الستى كه براى يارى احمد

تعهّد داد، ثابت ماند پيمان ابوطالب

سبب شد تا نبى آيين خود را منتشر سازد

تلاش بى امان، سعى فراوان ابوطالب

چنين فرمود پيغمبر، كه از ايمان خلق اللَّه

وزينتر هست اندر كفه، ايمان ابوطالب

يقيناً «ملتجى» با ذكر اين اشعار ناقابل

نگردد نا اميد از لطف و احسان ابوطالب


+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |

شعر از سید رضا مؤید


اى ابوطالب درود ما به جسم و جان تو

اى كه تمجيد از فداكاريت يزدان میكند

گر تو مخفى داشتى ايمان خود را كردگار

خانه ات را پايگاه عشق و ايمان میكند

اى ابوطالب تو عمران و على موساى توست

آنكه خدمت بر درش موسى بن عمران میكند

فى المثل احمد چو موسى و على هارون اوست

سرپرستى زين دو را حق بر تو احسان میكند

اى ابوطالب چنان كز حق حمايت میكنى

اين على يارى از او با تيغ برّان میكند

گر تو در باطن حمايت از پيمبر میكنى

او به ظاهر يارى از ختم رسولان میكند

گر تو تا سرحدّ امكان میكنى يارى ز دين

او طرفدارى ز دين ما فوق امكان میكند

آن بنايى را كه با دست نبى و ز جهد تو

پايه ريزى شد على تحكيم بنيان میكند

اين على بر آرزوهايت تجسم میدهد

اين على تبليغ حق ترويج قرآن میكند

پايه هاى بت پرستى را بر اندازد زِ بُن

روزگار بت پرستان را پريشان میكند

پرده هاى جهل را از هم بدرّد تار و پود

كاخهاى شرك را با خاك يكسان میكند


+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |

یکی از اشعاری که در وصف حضرت ابوطالب سروده شده شعری است که در ادامه براتون نقل میکنم

از امیرمومنان حضرت علی علیه السلام هست به عبارتی اولین کسی که برای حضرت ابوطالب شعر سروده است وجود نازنین امیرمومنان علیه السلام بوده اند این شعر رو سبط بن جوزى در تذکره الخواص نقل مى‌کند که امام على علیه السلام در این شعر تصریح مى‌کند که جایگاه آن حضرت بهشت خواهد بود.

أَبَا طَالِبٍ عِصْمَهَ الْمُسْتَجِیرِ *** وَ غَیْثَ الْمُحُولِ وَ نُورَ الظُّلَمِ‏
لَقَدْ هَدَّ فَقْدُکَ أَهْلَ الْحِفَاظِ *** فَصَلَّى عَلَیْکَ وَلِیُّ النِّعَمِ‏
وَ لَقَّاکَ رَبُّکَ رِضْوَانَه *** فَقَدْ کُنْتَ لِلطُّهْرِ مِنْ خَیْرِ عَم‏
ابوطالب، اى پناه پناهندگان و اى باران خشکسالى‌ها و اى نور تاریکى‌ها، فقدان تو اهل دین را به لرزه درآورد و صاحب نعمت ها ]خداوند [ بر تو درود فرستاد. خداوند بهشت خویش را بر تو ارزانى دهد که براى پیامبر بهترین عمو و یاور بودى.


منبع:سبط بن الجوزی الحنفی، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی (متوفای۶۵۴هـ)، تذکره الخواص، ص۳۷ ـ ۳۹، ناشر: مؤسسه أهل البیت ـ بیروت، ۱۴۰۱هـ ـ ۱۹۸۱م.

+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |


شک در ایمان ابو طالب موجب دخول در آتش جهنم
کتب أبان بن محمود الى علی بن موسى الرضا (ع): جعلت فداک انی قد شککت فی اسلام ابی طالب. فکتب الیه: «وَ مَنْ یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ یَتَّبِعْ غَیْرَ سَبیلِ الْمُؤْمِنینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصیراً» النساء: ۱۱۵.
ابان بن محمود در نامه اى به على بن موسى الرضا نوشت: فداى شما گردم من در اسلام ابوطالب شک کردم. پس حضرت در جواب او نوشت: ( کسى که بعد از آشکار شدن حق، با پیامبر مخالفت کند، و از راهى جز راه مؤمنان پیروى نماید، ما او را به همان راه که مى‏رود مى‏بریم و به دوزخ داخل مى‏کنیم و جایگاه بدى دارد ).
وبعدها «إنّک إن لم تقرّ بایمان أبی طالب کان مصیرک الى النار». 
و بعد از آن نوشت اگر تو به ایمان ابوطالب اعتراف نداشته باشى عاقبت تو جهنم خواهد بود. 


منابع

1-شرح ابن ابی شرح نهج البلاغه: ۱۴/۶۸، کتاب ۹،

2-کنز الفوائد للکراجکى: ۸۰،

3-الدرجات الرفیعه للسیّد علیخان المدنی، ص ۵۰،

4-الحجّه على الذاهب إلى تکفیر أبى طالب لفخّار بن معد، المتوفى ۶۳۰: ص ۷۷.

+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |

ابوطالب هرگز بت نپرستید
عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیّاً (علیه السلام) یَقُول‏: وَاللَّهِ مَا عَبَدَ أَبِی وَلَا جَدِّی عَبْدُ الْمُطَّلِبِ وَلَا هَاشِمٌ وَلَا عَبْدُ مَنَافٍ صَنَماً قَطُّ قِیلَ وَمَا کَانُوا یَعْبُدُونَ قَالَ کَانُوا یُصَلُّونَ إِلَى الْبَیْتِ عَلَى دِینِ إِبْرَاهِیمَ مُتَمَسِّکِینَ بِهِ.
اصبغ بن نباته مى‏گوید: از على علیه السّلام شنیدم که فرمود: به خدا سوگند! نه پدرم و نه جدّم عبد المطلب و نه هاشم و نه عبد مناف هیچ بتى را نپرستیدند.
پرسیدند: پس چه مى‏پرستیدند؟
فرمود: به سوى کعبه نماز مى‏گزاردند و بر دین ابراهیم بودند و به آن چنگ زده بودند.


منابع

1-الصدوق، أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفای۳۸۱هـ)، کمال الدین وتمام النعمه، ص ۱۷۴، تحقیق: علی اکبر غفاری، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، ۱۴۰۵هـ؛
2-الراوندی، قطب الدین (متوفای۵۷۳هـ)، الخرائج والجرائح، ج ۳، ص ۱۰۷۵، تحقیق ونشر مؤسسه الإمام المهدی علیه السلام ـ قم،‌ الطبعه‌الأولی، ۱۴۰۹هـ؛
3-المجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۱۵ ص ۱۴۴، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م.

+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |

قبول شفاعت ابو طالب در حق تمام گنهکاران
عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ کَانَ ذَاتَ یَوْمٍ جَالِساً فِی الرَّحْبَهِ وَالنَّاسُ حَوْلَهُ مُجْتَمِعُونَ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْتَ بِالْمَکَانِ الَّذِی أَنْزَلَکَ اللَّهُ بِهِ وَأَبُوکَ مُعَذَّبٌ فِی النَّارِ؟ فَقَالَ لَهُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ: مَهْ فَضَّ اللَّهُ فَاکَ وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ شَفَعَ أَبِی فِی کُلِّ مُذْنِبٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ لَشَفَّعَهُ اللَّهُ فِیهِمْ أَبِی مُعَذَّبٌ فِی النَّارِ وَابْنُهُ قَسِیمُ الْجَنَّهِ وَالنَّارِ وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِیّاً إِنَّ نُورَ أَبِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ لَیُطْفِئُ أَنْوَارَ الْخَلَائِقِ کُلِّهِمْ إِلَّا خَمْسَهَ أَنْوَارٍ نُورَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) وَنُورِی وَنُورَ الْحَسَنِ وَنُورَ الْحُسَیْنِ وَنُورَ تِسْعَهٍ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّ نُورَهُ مِنْ نُورِنَا خَلَقَهُ اللَّهُ تَعَالَى قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ (علیه السلام) بِأَلْفَیْ عَام‏.

از حضرت صادق از پدران گرامش علیهم السّلام نقل است که امیرالمومنین علیه السلام روزى در فضاى مسجد نشسته بود و مردم گرد او جمع بودند که مردى برخاسته و گفت:اى أمیر المؤمنین چطور مى‏شود که شما در مکانى هستى که خداوند شما را در آن مکان فرو آورده، در حالى که پدر تو به آتش در عذاب است؟
حضرت علیه السّلام فرمود: خدا زبانت را ببرد! قسم به خدایى که محمّد را به پیامبرى مبعوث فرمود، اگر پدرم تمام گناهکاران زمین را شفاعت کند خداوند آن را مى‏پذیرد، مگر مى‏شود که پدرم به آتش در عذاب باشد و فرزند او قسیم بهشت و جهنّم باشد؟! قسم به آنکه محمّد را به پیامبرى مبعوث فرمود بى‏شکّ نور پدرم در روز قیامت همه انوار خلایق؛ جز پنج نور: نور محمّد و نور من و نور حسن و نور حسین و نور نه فرزند از اولاد حسین را خاموش و بى‏اثر مى‏سازد؛ زیرا نور او از نور ما است، خداوند آن را دو هزار سال پیش از خلق آدم آفریده است.


منابع:

1-الطبرسی، أبی منصور أحمد بن علی بن أبی طالب (متوفای ۵۴۸هـ)

2-الاحتجاج، ج‏۱، ص۲۳۰، تحقیق: تعلیق وملاحظات: السید محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعه والنشر - النجف الأشرف، ۱۳۸۶ - ۱۹۶۶ م؛

3-الکراجکی، ابو الفتح محمد بن علی (متوفای۴۴۹هـ)، کنز الفوائد، ص ۸۰، ناشر: مکتبه المصطفوی – قم، الطبعه الثانیه، ۱۳۶۹هـ ش؛
4-المجلسی، محمد باقر (متوفای ۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار، ج ۳۵ ص ۶۹، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسه الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعه: الثانیه المصححه، ۱۴۰۳ - ۱۹۸۳ م.

+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |

نام آن حضرت عِمران بن عبدالمطلب است و کنیه ایشان ابوطالب به خاطر اینکه بزرگترین پسر ایشان طالب بود لقب ایشان را سید البطحاء نقل کرده اند و نام مادر ایشان را فاطمه بنت عمرو بن عائذ نقل کرده اند که دختر برادر عبدالله پدر گرامی پیامبر اسلام می شده است ایشان از اوصیای حضرت ابراهیم بود و لحظه ای بت نپرستید و از همان ابتدا به اسلام مشرف شد.

در تاریخ وفات ایشان اختلافی بین مورخین وجود دارد ولی قول مشهور و صحیح «26 رجب» 3 سال قبل از هجرت پیامبر به مدینه در سن هشتاد و چند سالگی بوده است.


+ نوشته شده در 89/04/14ساعت توسط امیر |